شاید عشق واقعا مال قصه ها باشه ...

شاید عشق واقعا مال قصه ها باشه ...

تقدیم به نیلوفر عزیزم...

محتاج...

چه رسم جالبی است!!!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت...
صداقتت را میگذارند پای سادگیت...
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت...
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت...
و وفاداریت را پای بی کسیت...
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج!!!
[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ] [ 16:2 ] [ یاسین ] [ ]


خدایا دلم گرفته دستمو بگیر میخوام بیام پیشت از آدمای این دنیا خسته شدم
[ یکشنبه سوم شهریور 1392 ] [ 19:3 ] [ یاسین ] [ ]


خدایا...

وقتی پایین ترینم، خدا امید من است
وقتی تاریک ترینم، خدا روشنایی من است
وقتی ضعیف ترینم، خدا نیروی من است
وقتی غمگین ترینم، خدا آروم جان من است
[ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1392 ] [ 22:34 ] [ یاسین ] [ ]


چقدر تازگی دارد برایم
روزهایی که به امید امدن
کسی دلخوش نیستم
وشب هایی که از
نیامدنش دلگیر نمیشوم
بی کسی هم عالمی دارد
[ پنجشنبه دهم مرداد 1392 ] [ 21:54 ] [ یاسین ] [ ]


تولدم...

دیروز تولدم بود عزیزم
با خودم گفتم امروز نیلوفر هرجا باشه هر جور شده بهم تبریک میگه
مطمئن بودم که بهم تبریک میگی
از دوشنبه شب منتظر بودم تا الان ولی فکر کنم یادت رفته ...
نه یادت نرفته میدونم 
احتمالا گرفتاری عزیزم


[ چهارشنبه دوم مرداد 1392 ] [ 18:24 ] [ یاسین ] [ ]


ﺍﻭﻟﺶ ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍ ﺍﻭﻥ "ﺁﺩﻡ" ﺗﻨﮓ ﻣﻴﺸﻪ
ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺍ "ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍﺗﻮﻥ" ﺗﻨﮓ ﻣﻴﺸﻪ
آخرش... دلت برا"خودت" تنگ میشه
آدمی که تو اون روزا بودی..!

[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 17:53 ] [ یاسین ] [ ]


دیوار...

گاهی باید ب دور خود یک دیوارتنهایی کشید، ن برای دوری از دیگران، بلکه برای اینکه ببینی چ کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند..
[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 17:42 ] [ یاسین ] [ ]


باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام باز هم یا تو ماند و من و دیوانگی ام اشک در دامنم آویخت که دریا باشم مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم.

[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 17:30 ] [ یاسین ] [ ]


تو که باشی
جهان کوچکم چنان بزرگ می شود...
که تا آغوشت
هزاران مرگ و زندگی
فاصله خواهم داشت!

[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 17:20 ] [ یاسین ] [ ]


درد...

دروغ میگفتن که درد ها را بزرگ که شوید فراموش می کنید درست این است:
زندگی انقدر درد دارد که از درد نو درد کهنه فراموش می شود......
[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 17:15 ] [ یاسین ] [ ]


تولد...

تولد یکی از عزیزام مبارک

تولدت مبارک مائده جان 



[ یکشنبه شانزدهم تیر 1392 ] [ 14:58 ] [ یاسین ] [ ]


خوش اومدی...

کی برگشتی عزیزم؟ خوش گذشت؟
دلم تنگ شده بود برات
[ یکشنبه شانزدهم تیر 1392 ] [ 12:59 ] [ یاسین ] [ ]


یادش بخیر...

الان رفتی مسافرت یاد اون سفر دو سال پیشت افتادم که میخواستی بری سفر  
شب تا صبح بیدار موندیم باهم 
چقدر خوش میگذشت اون روزا


[ جمعه چهاردهم تیر 1392 ] [ 1:4 ] [ یاسین ] [ ]


بازم مسافرت...

تازه از مسافرت اومده بودی که؟؟؟؟ 
کجا میخوای بری؟؟؟
[ پنجشنبه ششم تیر 1392 ] [ 11:50 ] [ یاسین ] [ ]


هر روز...

من هنوزم هر روز دارم میام. منتظر تو 
پس کی میای؟؟؟؟

[ چهارشنبه پنجم تیر 1392 ] [ 17:41 ] [ یاسین ] [ ]


پس چرا نمیای؟؟؟
[ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ] [ 16:23 ] [ یاسین ] [ ]


لطفا

خواهش میکنم فردا شب ساعت یازده بیا یاهو
الان کجایی؟ چکار میکنی؟ حالت چطوره؟
[ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ] [ 23:27 ] [ یاسین ] [ ]


هنوز...

عشقم منتظرتم
هنوزم خیلی دوستت دارم
به آیدیم پی ام بده لطفا
نیلوفرم 
[ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ] [ 11:57 ] [ یاسین ] [ ]


خواهش میکنم ازت به آیدیت پی ام دادم ببین
[ جمعه بیست و چهارم خرداد 1392 ] [ 18:27 ] [ یاسین ] [ ]


سلام نیلوفرم خوبی خیلی.دلم برات تنگ شده  

میخوام باهات حرف بزنم

کدوم ایدیمو اد داری?

بیا تا چت کنیم.باهم

[ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 ] [ 17:12 ] [ یاسین ] [ ]


میدونم هستی

خواهش میکنم روشن کن 

[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 0:12 ] [ یاسین ] [ ]


خاموش کردن کار خطرناکیه

لطفا 

میخوام حرف بزنم باهات 

[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 0:8 ] [ یاسین ] [ ]


خواهش میکنم
[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 0:0 ] [ یاسین ] [ ]


روشن کن حرفامو باهات بزنم لطفا
[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 23:54 ] [ یاسین ] [ ]


باهات حرف دارم  
[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 23:52 ] [ یاسین ] [ ]


رفتی...

آره برو مثل همیشه  آسوده خاطر  مثل همیشه
با ادعاهات منو نابود کردی
برو خوش باش  راحت  امیدوارم عذاب وجدان نگیری البته تورو که من میشناسم پوست کلفت تر از این حرفای
در ضمن از ازدواج خبری نیس
مثل همیشه خودمم و خودم 
تنهای تنها
[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 22:39 ] [ یاسین ] [ ]


لابد عشق و دوست داشتن و محبت تو رفتارهای توئه؟
[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 22:35 ] [ یاسین ] [ ]


لطفا....

خواهش میکنم کمتر دروغ بگو  مگه چکار کردم؟ تو به اندازه یک دهم من هم زجر نکشیدی  
یک سال که رفتی و خبر نداری از من
چی کشیدی تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیشب هم عمدی کردم تا بهانه تو داشتی باشی 
از این حرفا دیگه لطفا نزن که هوس و غیره که خیلی بی انصافی

[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 22:33 ] [ یاسین ] [ ]


منم اون ...

منم اون که دیگه یارشو نداره، اونیکه تو دنیا همیشه غصه داره، 

توی هفت آسمون نداره یه ستاره،  اونیکه بی تو حتی نداره چاره

اونیکه میخواست تورو تنها بذاره،  همیشه با تو باشه با قلب پاره پاره

بیا ببین حالا دیگه دلش چه بیقراره،  تنها توی جاده ها همیشه رهگذاره

[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 22:28 ] [ یاسین ] [ ]


لطفا...

خواهش میکنم ازت مسائل رو قاطی نکن  
چرا از حرف زدن فرار میکنی و شونه خالی میکنی؟
بهانه ات جور شد دیگه؟
عجب!!!!
[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 22:16 ] [ یاسین ] [ ]